صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 12

كسر أصنام الجاهلية

درس خواند ، كه هر سه ، با تبحّر در علوم ديني وفلسفي وبا وجود اعتقاد راسخ به وحى وعقل ، دلبسته وشيفتهء اشراق وعرفان بودند . واز معارف عارفان بهره‌ها داشتند ودر عين حال از تصوّف آميخته به جهل وبيدينى وفريب وريا وهمچنين از شطحات وطامات برخى از متصوّفان بيزار بوده ، انتقادها مىكردند . اين بزرگان عبارتند از : بهاء الدّين محمد بن عزّ الدين حسين بن عبد الصّمد حارثى همداني جبعى يا جباعى معروف به شيخ بهائى متوفّاى 1030 ه . ق ؛ محمد باقر بن مير شمس الدّين محمد حسينى استرابادى أصفهاني معروف به مير داماد متوفّاى 1041 ه . ق ؛ مير أبو القاسم فندرسكى معروف به مير فندرسكى متوفّاى 1050 ه . ق . شيخ بهائى تقريبا به همهء علوم وفنون زمانش وارد وباصطلاح ذوفنون بود . در علوم ديني مقامي بسيار والا داشت . از فقيهان ومجتهدان عالي مقام عصر خود بشمار مىآمد . كتاب قابل تحسين جامع عباسى در فقه شيعهء اماميّه از آثار اوست . أو عملا به كار فقيهان مىپرداخت . مقام عالي شيخ الاسلامي هرات وأصفهان را داشت . در علوم عقلي نيز شهره بود ؛ از رياضيدانان ومعماران نامى عصرش بشمار آمده ، در اين علوم وفنون نيز از خود آثاري ارزنده وگرانبها به يادگار گذاشت ، كه اينجا جاى ذكر آنها نيست . امّا بيش از همه أو صوفيى صافي وعارفي آگاه بود ودر رسيدن به حقيقت ، علوم رسمي را بچيزى نمىگرفت وبيحاصل وبيثمر مىانگاشت وبيپروا ندا درمىداد كه : شراب عشق مىسازد ترا از سرّ كار آگاه * نه تدقيقات مشّائى ، نه تحقيقات اشراقي « 1 » شيخ به عارفان بزرگ ، همچون محيي الدين ابن عربى وجلال الدين مولوى عشق وأرادت مىورزيد وتا مىتوانست مقامات معنوي وكمالات عرفانى آنها را مىستود . از

--> ( 1 ) شيخ بهائى ، كلّيات ، ص 60 .